هر هفته، یک واژه
هر هفته، یک پرسش
و مسیری که هر بار، معنای تازهای پیدا میکند.
سیزده هفته است که عصرهای دوشنبه، بیوقفه کنار هم تا ایستگاه دو توچال قدم میزنیم.
در این سیزده هفته، آدمهای مختلفی کنار هم قرار گرفتند؛ بعضی برای شروع، بعضی برای حفظ یک عادت، بعضی برای آمادگی بیشتر و بعضی فقط برای اینکه چند ساعت از شلوغی شهر فاصله بگیرند.
اما کمکم فهمیدیم چیزی که ما را هر هفته دوباره به این مسیر برمیگرداند، فقط خودِ مسیر نیست؛ گفتوگوهایی است که بین قدمها شکل میگیرد، فکرهایی که در سکوت به ذهن میرسد و آدمهایی که مسیر را کنار هم معنا میکنند.
برای همین، از هفته چهاردهم تصمیم گرفتیم هر دوشنبه را با یک واژه همراه کنیم.
واژهای که قرار نیست درسی بدهد یا پاسخی قطعی داشته باشد؛ فقط بهانهای است برای بیشتر دیدن، بیشتر فکر کردن و گفتوگو کردن.
تابستان، فصل قدرت و گسترش است.
در مرداد، همراه سارین؛ باد ۱۲۰ روزه سیستان، از پایداری میگوییم.
و در شهریور، همراه سبا؛ باد خزری، از جریان زندگی.
در مهر، همراه مانا؛ باد شرجی، از دوام و ادامه دادن میگوییم. اما نه فقط به معنای ایستادگی. گاهی ماندن در مسیر، یعنی پذیرفتن شرایط، تغییر دادن شیوه حرکت و انتخاب کردن آنچه باید ادامه پیدا کند.
در آبان، همراه زالین؛ گرمباد، از صبر و عمیقتر دیدن، از اینکه مسیر را زندگی کن، میگوییم.
و در آذر، همراه آزما؛ باد نَبکا، بادی که مسیر را سخت میکند تا معنا بسازد از آزمونهای واقعی سفر و زندگی.
شاید مقصد هر هفته همان ایستگاه دو باشد، اما امیدواریم هر بار، با نگاهی تازه از مسیر برگردیم.