شکار با عقاب طلایی یکی از قدیمیترین سنتهای آسیای مرکزی است؛ سنتی که ریشهاش به دوران فتوحات مغولها در قرن دوازدهم و سیزدهم میلادی بازمیگردد. در آن روزگار یک عقاب اصیل و یک اسب خوب قیمتی برابر داشتند و هر دو برای صاحبشان اعتبار و آبرو میآوردند. این پیوند میان انسان، پرنده و اسب، بخش جداییناپذیری از فرهنگ قرقیزستان شد و تا امروز هم رنگ نباخته است.
در گذشته، داشتن یک عقاب نیرومند و اسبی تیزپا بهاندازهی ثروت ارزش داشت و نشانهای از قدرت، منزلت و احترام به شمار میرفت. امروز همین میراث شگفتانگیز به یکی از جذابترین جاهای دیدنی قرقیزستان تبدیل شده و مسافرانی را از سراسر جهان به خود میکشاند.
تور قرقیزستان نارون به مسافران این امکان را میدهند که نهتنها این آیین تماشایی را از نزدیک ببینند، بلکه با شکارچیان افسانهای دیدار کنند، عقاب طلایی را روی بازو بگیرند، قدرت بالهایش را حس کنند و شاهد یک نمایش واقعی شکار باشند.
تاریخچه هزاران ساله شکار با عقاب در قرقیزستان

شکارچیان عقاب را در این سرزمین «برکوتچی» (berkutchi) مینامند. نیاکان آنها هزاران سال در دشتهای آسیای مرکزی پرسه زدهاند. این مردان و پرندگانشان قهرمانان روستاهایشان بودند، چون منبع گرما و خوراک را برای خانوادهها به ارمغان میآوردند.
این آیین کوچنشینی نسل به نسل و از پدر به پسر منتقل میشد، تا اینکه روسها کشور قرقیزستان را اشغال کردند. در دوران شوروی، کوچنشینان آسیا مجبور شدند در روستاها ساکن شوند و سبک زندگی بینظیرشان زیر فشار سنگین آن سالها نزدیک بود برای همیشه از میان برود. خوشبختانه با بازگشت آزادی، کوچنشینان دوباره جان گرفتند و قرقیزستان امروز کشوری است که با تمام توان میکوشد این فن کهن بقا را زنده نگه دارد.
اگرچه این سنت کمکم در حال کمرنگشدن است، شکار با عقاب هنوز در گوشههایی از قرقیزستان و قزاقستان زنده مانده است. بسیاری از مسافران غربی این کار را با «بازداری» (پرندهبازی با شاهین و باز) اشتباه میگیرند؛ اما شکارچیان واقعی عقاب، شکار با شاهین و باز را سرگرمی بچهها و تازهکارها میدانند و آن را در برابر هنر اصیل خود کوچک میشمارند.
چرا عقاب برای شکار انتخاب میشود؟

میگویند شکار با عقاب در قرقیزستان را آدمهایی مهربان آغاز کردند که دلشان نمیخواست برای تأمین خوراک، با سلاحهای ساخت بشر جان موجودات را بگیرند. به باور آنها، استفاده از شکارچی طبیعی همان حیوانات، یعنی عقاب، انسانیتر بود.
تربیت پرندگان شکاری معمولاً با شاهین و باز شناخته میشود، اما برای شکارچیان قرقیز، این پرندگان در برابر قدرت، هوش و دقت عقاب طلایی رنگ میبازند. آنها عقاب طلایی را با احترام «پرندهی خدا» صدا میزنند.
در شکار سنتی، سه عنصر اصلی نقش دارند: شکارچی، پرندهی شکاری و اسبی که بهطور ویژه تربیت شده است.
هنر شکار با عقاب طلایی

شکارچی سوار بر اسب میشود و عقاب را روی بازویش نگه میدارد. برای اینکه بتواند وزن سنگین پرنده را تحمل کند، تکیهگاهی چوبی به نام «بالداک» (baldak) به زین بسته میشود تا زیر بازوی او را بگیرد. طعمهی اصلی این عقابها روباه، خرگوش، گورکن، آهوبره و گاهی حتی گرگ است.
در لحظهی حمله، عقاب از ارتفاعی بلند شیرجه میرود و با چنگالهای نیرومندش طعمه را در هم میکوبد و اغلب در یک آن جانش را میگیرد، معمولاً با شکستن گردن او. در زمستانهای سخت، یک عقاب قدرتمند حتی میتواند گرگی را که در برف عمیق گیر افتاده از پای درآورد. گاهی هم عقابها درست مثل طبیعت وحشی، جفتجفت شکار میکنند.
یک جفت کاردرست، یعنی برکوتچی و پرندهاش، در یک فصل عادی چهارماهه که از اواخر پاییز شروع میشود میتوانند پنجاه تا شصت روباه، چندین گورکن، یکی دو سیاهگوش و چهار پنج گرگ شکار کنند. عقاب بهندرت طعمهاش را از دست میدهد. همین سرعت و دقت بالا، عقاب طلایی را به یکی از کارآمدترین شکارچیان طبیعت تبدیل کرده است.
آیین و فلسفهای از جنس احترام به طبیعت

اما شکار با عقاب فقط یک مهارت نیست؛ آیینی است سرشار از فلسفه و احترامی عمیق به طبیعت. شکارچیان قرقیز و قزاق چنان پرندههایشان را تربیت میکنند که پوست طعمه تقریباً دستنخورده باقی بماند. این کار نشانهی استادی واقعی و ذوق زیباییشناختی آنهاست.
گرفتن، تربیت و نگهداری عقاب فعالیتی بهشدت آیینی است و قزاقها و قرقیزها هر دو در آن استادند. آنها حتی پرنده را طوری آموزش میدهند که هنگام کشتن طعمه بهسختی اثری روی خز آن باقی بگذارد.
آموزش عقاب؛ فرآیندی که سالها طول میکشد

تربیت یک عقاب شکاری میتواند تا چهار سال طول بکشد و به صبری بیاندازه نیاز دارد. در همین مدت است که پیوندی بیهمتا از اعتماد و درک متقابل میان شکارچی و پرنده شکل میگیرد.
در آغاز راه، برکوتچی باید یا عقابی وحشی را به دام بیندازد یا جوجهای را از لانهاش بیرون بیاورد؛ هر دو کاری بهغایت خطرناک. پرندگان ماده ترجیح داده میشوند، چون بزرگترند و با خشم بیشتری شکار میکنند؛ ویژگیای حیاتی، آن هم زمانی که بقای زمستانی چند خانواده به توانایی همین پرنده بسته است.
عمر این عقابها میتواند به چهل سال برسد. آنها را معمولاً در سنین پایین میگیرند، کلاهکی چرمی به نام «تاماغا» (tomogo) روی سرشان میگذارند و در قفسی با نشیمنگاهی میگذارند که مدام تکان میخورد. در این میان برکوتچی برای پرنده آواز میخواند و زمزمه میکند تا صدای خود را در ذهن او حک کند و شخصیتش را بر پرنده بنشاند. بعدها عقاب میتواند صدای انسانها را از هم تشخیص دهد و تنها از صاحب خود فرمان ببرد. غذای پرنده را هم خود برکوتچی به دستش میدهد.
وقتی عقاب تقریباً بالغ شد، مربی پوست و خز حیواناتی را که باید شکار کند به او نشان میدهد تا با بو و ویژگیهای طعمه آشنا شود؛ همهی این کارها با فرمانهای ویژه انجام میشود. آموزش با کشیدن پوست روباه به دنبال اسبی در حال تاخت ادامه پیدا میکند. تمرین روی دامنهی کوهها و شکار از روی اسب هم بخشی از کار است. وقتی کلاهک از سر عقاب برداشته میشود، پرنده بهسرعت اطراف را برانداز میکند، به آسمان اوج میگیرد و به دنبال هدفش میگردد.
همهی عقابها چنین تربیتی را برنمیتابند، اما آنهایی که میپذیرند، وفاداری عمیقی نشان میدهند. این پرندگان هرگز بسته نمیشوند، ولی همیشه پس از شکار به نزد صاحبشان بازمیگردند؛ و همین خود نشانهی استحکام پیوند میان آنهاست. در موارد نادر، عقابها برای شکار حیوانات بزرگتر مثل گرگ، بز کوهی و آهوبره بهصورت جفتی هم آموزش میبینند.
رابطهی شکارچی و پرنده؛ پیوندی فراتر از کلمات

روح اصلی شکار با عقاب در قرقیزستان، ساختن و نگهداشتن پیوندی نیرومند میان شکارچی و همراهش است. عقابها ذاتاً مستقل و سرکشاند، برای همین آموزش از سنین بسیار پایین اهمیت دارد. یک برکوتچی تازهکار و جوجهعقابش هر ساعت را کنار هم میگذرانند. پرنده باید یاد بگیرد که به استادش تکیه کند. ابزار این پیوند هم ساده است: یک کلاهک همیشگی، آوازهایی که برایش خوانده میشود، و اینکه شکارچی تنها منبع غذای اوست.
یکی از برکوتچیها تعریف میکند که وقتی پرنده روی شانهاش نشسته، از کوچکترین حرکت چنگالش میفهمد که بویی به مشامش رسیده است. سرانجام پس از سالها همراهی، عقاب در آیینی ویژه و با احترام به طبیعت آزاد بازگردانده میشود.
شکار با عقاب بهعنوان جاذبهی گردشگری قرقیزستان

امروز که دیگر شکار با عقاب منبع اصلی خوراک و پوشاک نیست، این گردشگری و پایبندی مردم محلی است که سنت را زنده نگه داشته است. شکار با عقاب اکنون یک ورزش ملی و یکی از نمادینترین سنتهای فرهنگی این کشور به شمار میرود.
جشنوارهها، نشستهای آموزش مهارت و نمایشهای خصوصی، همه راههای خوبی هستند برای دیدن این پرندگان حیرتانگیز و استادانشان در حین کار. گردشگران میتوانند این نمایشها را در مناطقی مثل ایسیککول، منطقهی نارین و اطراف بیشکک تماشا کنند.
بهترین زمان برای دیدن شکار با عقاب از اکتبر تا فوریه است. در ماههای تابستان، عقابهای بزرگ پر میریزند (مولت میکنند) و دیگر پرواز نمیکنند؛ برای همین در فصل گردشگری تابستان، نمایشها بیشتر به نشاندادن این پرندگان باشکوه و پرواز شاهینهای کوچکتر محدود میشود.
دریاچهی پهناور ایسیککول در شرق قرقیزستان یکی از کانونهای اصلی این فعالیتهاست؛ جایی که شکارچیان زیادی برای آموختن و معرفی هنرشان گرد هم میآیند. برای تجربهای واقعاً بهیادماندنی، هماهنگی با «بازیهای جهانی کوچنشینان» در شهر چولپون-آتا ارزشش را دارد؛ رویدادی که هر دو سال یکبار برگزار میشود و شاید بینظیرترین رویداد ورزشی جهان باشد. در این بازیها، شرکتکنندگانی از فرهنگهای کوچنشین سراسر دنیا با لباسهای ملی به تماشا و رقابت در شکار با عقاب، تیراندازی از روی اسب، کشتی و بازی پرهیجان تیمی «کوکبورو» مینشینند.
یک روز در کنار شکارچیان عقاب در قرقیزستان

تجربهی یک روز کامل با شکارچیان عقاب در قرقیزستان فراموشنشدنی است. راهنمای آگاه و خوشرو برنامه را چنان پر میکند که در پایان روز، مسافر خسته اما سرشار از خاطره از راه میرسد.
اسبسواری را نباید از دست داد. مسافران در روستای بوکونبایوو در ساحل جنوبی دریاچهی ایسیککول سوار اسبهای آرام و مهربان میشوند و سواریای بیشتاب در میان «جایلوها» (مراتع تابستانی) به سمت رشتهکوه تیانشان را تجربه میکنند.
در مراسم شکار، شکارچی با کمک راهنما که حرفهایش را ترجمه میکند، از سنتهایی میگوید که نسل به نسل در خانوادهاش جاری بوده است. در فصل غیرشکار، طعمهی زندهای در کار نیست؛ شکارچی با عقابش به دوردست میتازد، تا جایی که بهسختی دیده میشود، و سپس پسرش با دیدن علامت، پوست روباهی را به دنبال اسب در حال تاخت میکشد. چشم تیزبین عقاب طلایی خیلی زود «طعمه» را مییابد و در صحنهای پر از پرهای برقآسا و پشم پراکنده آن را «شکار» میکند.
در این میان، سگهای «تایگان»، محبوبترین نژاد سگ قرقیزستان، هم حضور دارند. این سگهای شکاری تیزبین در نمایش شرکت نمیکنند، اما هنگام کار عقاب بهشکل جالبی گوشبهزنگ و هوشیار میشوند و پس از پایان شکار، آرام میگیرند و دلشان نوازش گوشهای نرمشان را میخواهد.
تیراندازی با کمان هم بخش هیجانانگیز دیگری است. پدر و پسر مهارت خیرهکنندهی خود را در تیراندازی از روی اسب در حال تاخت به نمایش میگذارند و درست به مرکز هدف میزنند. مسافران هم میتوانند مهارت خود را بیازمایند، هرچند اغلب حتی روی دو پای ثابت هم زدن به هدف کار سادهای نیست.
و در پایان، نگهداشتن عقاب طلایی روی بازو. پوشیدن لباس سنتی به این تجربه رنگ و بوی دیگری میدهد. عقاب بهطرز شگفتانگیزی سنگین است و وقتی بالهای باشکوهش را روی بازوی دستکشپوش مسافر میگشاید، لحظهای نفسگیر و فراموشنشدنی رقم میخورد.
یک تجربهی فرهنگی بیهمتا در آسیای مرکزی
شکار با عقاب ماجراجوییای فراموشنشدنی است که سفر به قرقیزستان را بهراستی یگانه میکند. با سفر همراه نارون، مسافران میتوانند سنتهای اصیل کوچنشینی، چشماندازهای وحشی کوهستان و یکی از تماشاییترین هنرهای فرهنگی آسیای مرکزی را از نزدیک کشف کنند.
شکار با عقاب در قرقیزستان فقط یک نمایش گردشگری نیست؛ آینهای است از پیوند کهن انسان و طبیعت، از احترام، صبر و اعتمادی که سالها طول میکشد تا میان یک شکارچی و پرندهاش شکل بگیرد. هر بالگشودن عقاب طلایی روی دشتهای تیانشان، یادآور قرنها سنت، هویت و وقار مردمی است که این میراث را با عشق زنده نگه داشتهاند. اگر در پی سفری هستید که چیزی فراتر از تماشا به شما هدیه کند، شکار با عقاب در قرقیزستان همان تجربهای است که سالها در خاطرتان خواهد ماند.
منابع: Visit-Kg.com







